یکی از سوالاتی که بارها در مشاوره هایم، به خصوص در جلسات اول با آن رو به رو می شوم، درباره ی بازار کار ارشد روانشناسی بالینی است و دانشجویان مدام سوالاتی از این قبیل از من می پرسند:

” آیا بازار کار رشته روانشناسی خوب است؟ ”
” روانشناسی بالینی چه مزیتی نسبت به گرایش های دیگر دارد؟ ”
” لیسانس مهندسی دارم، می خواهم به روانشناسی تغییر رشته بدهم، آیا درآمد خوبی دارد؟ ”
” من فقط بالینی می خواهم، آیا اشتباه می کنم؟ کتاب دیگری نیز بخوانم؟”

تصمیم گرفته ام، در این پست، یکبار برای همیشه، جواب این سوال را بدهم! امیدوارم مطلب مفیدی برایتان باشد!

تحلیل رشته ی روانشناسی از نظر بازار کار

شاید تصور شما از یک روانشناس کسی باشد که پشت یک میز بزرگ نشسته است و از طریق صحبت کردن با آدمها، اضطراب و افسردگی آنها را درمان می کند و به ازای هر یک ساعت صحبت، پنجاه، صد یا دویست هزار تومان دستمزد می گیرد. در پی این تصور یک ضرب و تقسیم ساده می کنید و می گویید روانشناسی بهترین رشته برای ادامه ی تحصیل و درآمدزاییست اما در همین تصور ساده، چند اشکال عمده وجود دارد که نخست باید با آنها آشنا شوید.

یک- روانشناسی، صرفا روان درمانی نیست!

روانشناسان می توانند در بیمارستان های روانپزشکی مشغول کار شوند، سعی کنند به بالابردن بازده سازمانها کمک کنند یا برنامه هایی برای بهبود کیفیت برنامه های آموزش در مدارس ارائه دهند. هیچ کدام از این روانشناس ها، از طریق صحبت اضطراب را درمان نمی کنند و احتمالا مدرک فارغ التحصیلیشان نیز روانشناسی بالینی نیست! بیشتر این روانشناسان سبک زندگی کارمندی دارند.
(اگر می خواهید با چیستی روان درمانی آشنا شوید اینجا کلیک کنید)
(اگرمی خواهید با گرایش های دیگر روانشناسی آشنا شوید اینجا کلیک کنید)

دو- روانشناسی از نظر درآمد، یک رشته ی متوسط است!

نکته ای که باید به آن دقت کنید، این است که، مدرک تحصیلی شما تنها یکی از متغیرهاییست که روی آینده ی شغلی شما تاثیر می گذارد و مواردی مانند سواد، حرفه ای گری، روابط کاری و … هم دیگر مواردی هستند که شغل و درآمد آینده ی شما را تعیین می کنند و باید روی این موارد نیز سرمایه گذاری کنید. یکی از متغیرهایی هم که روی آینده ی شغلی شما تاثیر دارد و در کنترل شما نیست، بافت اجتماعی و حمایت های دولتی از آن شغل است.

با توجه به شرایط اقتصادی و بازار کار موجود در کشور نمی توان هیچ رشته ای را، به جز چند رشته علوم پزشکی، از نظر درآمد و بازارکار ایده آل دانست. با این حال اگر بخواهیم هر رشته ای را از نظر آینده ی شغلی، در دو دسته ی متوسط یا بد، جای دهیم. روانشناسی در کنار رشته هایی مانند حقوق، شیمی و اکثر رشته های مهندسی در دسته ی متوسط ها قرار می گیرد. تنها نکته ای که در اینجا باید مدنظر داشته باشید این است که استخدام در رشته های روانشناسی کم است و اکثر روانشناسان بسته به تعداد مراجعان و حجم کاری که می کنند درآمد دارند.

سه- به دنبال درآمد بودن از روانشناسی می تواند کیفیت کار شما را تحت تاثیر قرار دهد!

شما اگر یک برنامه نویس کامپیوتر یا بازاریاب محصولات آرایشی باشید، هیچ ایرادی ندارد، اگر ثانیه به ثانیه درآمدتان را محاسبه کنید و به دنبال پول بیشتر باشید، شاید بسیار مطلوب هم باشد، چون در این شغل ها شما با روحیات انسانها سر و کار ندارید و مهم ترین فاکتوری که میزان درآمدتان را معین می کند، تخصص و کیفیت کار شما در آن حرفه است. اما وظیفه ی شما به عنوان یک روانشناس (به خصوص فارغ التحصیلان روانشناسی بالینی که اغلب به دنبال روان درمانگر شدن هستند) این است که حال بد مراجع خود را خوب کنید و در این میان مسائل مالی هم روی کیفیت کار شما تاثیرگذار است و هم روی حال مراجعتان!

یکی از مهمترین یافته های علم روانشناسی، تاثیر حضور و همدلی درمانگر بر نتیجه ی جلسه ی درمان است، اگر ذهن درمانگر در طول درمان، مدام پیش آن باشد که از این جلسه چقدر درآمد خواهد داشت، حضور (presence) آسیب می بیند و درمانگر نمی تواند لحظه به لحظه حال مراجع خود را چک کند و با او باشد، همچنین اگر دستمزد جلسه برایش اهمیت زیادی داشته باشد، ممکن است نسبت به مراجعی که توان پرداخت دستمزد بالا را ندارد، دچار رنجش شود و نتواند با او همدلی کند و سرانجام، کیفیت کارش افت کند و نتواند به هدفش که بهبود حال بد مراجع است برسد.

در ایران، به خاطر عدم حمایت بیمه، روان درمانی هزینه ی سنگینی دارد و این که بسیاری از مراجعانتان از شما بخواهند سر هزینه ی جلسات با آنها کنار بیایید، طبیعیست. آیا این کار را خواهید کرد؟ آیا می توانید با درآمد متوسط برای مراجعانتان درمانگری دلسوز باشید؟ اگر این کار را نخواهید کرد، فکر می کنید روی نتیجه ی کار شما چه تاثیری خواهد داشت؟

(جهت مشاوره رایگان بازار کار روانشناسی اینجا کلیک کنید)

چرا روانشناسی بالینی؟ آیا واقعا بازار کار این گرایش بهتر است؟

اکثر داوطلبان کنکور روانشناسی، خود را برای قبولی از گرایش روانشناسی بالینی آماده می کنند. در حقیقت می توان گفت گرایش روانشناسی بالینی پرطرفدارترین و از طرفی کم ظرفیت ترین گرایش در بین تمامی گرایش های موجود در روانشناسیست. اما آیا این محبوبیت ریشه ی منطقی دارد؟
به نظر می رسد، بازار کار برای داوطلبان روانشناسی بالینی تا حدودی نسبت به سایر گرایش ها بهتر است، آنها می توانند در بیمارستان ها کار کنند و یا در مدیریت مراکز ترک اعتیاد سهم باشند. با این حال اگر می خواهید روان درمانگر شوید، محدودیتی برای گرایش ها (در قانون فعلی) وجود ندارد. با این حال اگر گرایشتان روانشناسی بالینی نیست و می خواهید روان درمانگر شوید، بهتر است کمبود واحدهای آموزش درمان در گرایش خود را با صرف هزینه و از طریق آموزش های بیرون از دانشگاه جبران کنید.

نکته ی آخر: برای روان درمانگر شدن، دانشگاه کافی نیست!

واحد های دانشگاهی جسته گریخته، در دو سال، از شما یک درمانگر حاذق نمی رسد. بهتر است همزمان با آموزش های دانشگاه، برای بالابردن کیفیت کارتان
یک- رویکرد درمانیتان را انتخاب کنید!
دو- جهت آموزش دیدن در آن رویکرد درمانی، به کارگاههای با کیفیت بروید!
سه- برای درمان به دوره های کارورزی بروید و از اساتید ماهر در رویکرد خود، سوپروایز بگیرید!

سه نکته ی قانونی

یک- برای این که مجوز درمان از سازمان نظام روانشناسی و مشاوره داشته باشید، باید دو مدرک پشت سرهم در رشته ی روانشناسی داشته باشید، یعنی کارشناسی و کارشناسی ارشد یا کارشناسی ارشد و دکتری
دو-  برای این که مجوز درمان از سازمان بهزیستی داشته باشید، داشتن حداقل مدرک کارشناسی ارشد، الزامیست
سه- داوطلبان تغییر رشته ای حق شرکت در آزمون کارشناسی ارشد روانشناسی وزارت علوم را دارند ولی نمی توانند در کنکور وزارت بهداشت شرکت کنند

” اگر می خواهید مطالعه برای کنکور روانشناسی را به صورت حرفه ای شروع کنید، ما طرح ماهیانه مشاوره تلفنی را به شما پیشنهاد می دهیم! “

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 دیدگاه