در مشاوره های تحصیلیم، نسبت به مشاوران دیگر بسیار کم، روی مسئله ی خلاصه نویسی تاکید کرده ام.
دلیل این امر مفید نبودن خلاصه نویسی نیست، بلکه این است که بسیاری از دانشجویان خلاصه نویسی بلد نیستند. در حقیقت حتی در موارد کمی که دانشجو را ملزم به “خلاصه نویسی” می کنم، و این کار را با وسواس به دانشجو یاد می دهم، سرعت مطالعه ی دانشجو بسیار کم می شود، کیفیت پایین می آید و موضوع اصلی به حاشیه می رود.
دلیل این مشکل این است که دانشجو سالها در دوران مدرسه و دانشگاه به جای مطالعه ی با کیفیت تشویق به پرکاری شده است. دانشجو صرفا ساعات زیادی را پای کتاب می نشیند تا خود را از عذاب وجدان برهاند نه این که یاد بگیرد، این سبک مطالعه بعد از امتحان، ارزیابی یا کنکور منجر به جمله ی زیر می شود:
“من روزی ۱۲ ساعت درس می خواندم، اما نشد، چه کاری غیر از این از دستم بر می آمد؟”
این توجیه خوبیست. نه وجدان او را سرزنش می کند و نه اطرافیان. اما کسی از او نمی پرسد که در این دوازده ساعت چه کردی؟
در حقیقت غیرممکن است که کسی با ضریب هوشی متوسط روزی دوازده ساعت به مطالعه ی صحیح بپردازد و نتیجه نگیرد! مشکلی که وجود دارد “صد در صد” در سبک مطالعه است!
اما کاری که اکثر دانشجویان شکست خورده در این دوازده ساعت می کنند چیست؟ روخوانی بدون یادگیری و خلاصه نویسی بدون توجه به مطلب، بدون کمترین بازد برای یادگیری!

 ” صاحبان تولیدی ها، اگر در پاسخ به زیان دهی شرکتشان صرفا ساعات کار کارکنان یا سرمایه گذاری را بیشتر کنند، بدون این که بدانند هدف نهایی چیست تنها زیان دهی بیشتری خواهند داشت، شما نیز برای بالا بردن بازده مطالعاتیتان به جای این که از خود بپرسید امروز چند ساعت درس خوانده ام؟ بپرسید امروز چقدر مطلب یاد گرفته ام و به سمت هدفم پیش رفته ام؟” جواب این سوال شما را در مسیر درست هدایت خواهد کرد.”

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *