۱- از نظر ویتگنشتاین ، فیلسوف بزرگ اتریشی، بیان و تجربه یکی هستند. تجربیات یک جایی در ارگانیزم وجود ندارند که منتظر باشند در آگاهی ابراز شوند. تجربیات توسط بیان و ابراز ایجاد می شوند. بنابراین اگر انسانها یاد بگیرند برای بیان کردن خود از نمادهای غنی تر، قوی تر و کامل تر استفاده کنند، انسان های قوی تر، غنی تر و کامل تری خواهند شد. این چیزیست که روانشناسان پیرو راجرز در درمان بسیار از آن استفاده می کنند، یعنی با ایجاد رابطه ای امن و مطمئن، درمانجو را به سمتی سوق می دهند که از دردناکترین مشکلات خود سخن بگوید و به دنبال آنها درد را لمس کند، در وجودش بپذیرد، تجربیاتش و آگاهی از آنها را وسعت بخشد و در آخر تبدیل به انسان کامل تری شود.

۲- همه ی ما به واسطه ی انسان بودنمان، بخشهایی از وجود و خاطرات گذشته مان را دوست نداریم. حتی یادآوری لحظاتی که ما در آنها احساس حقارت ، طرد ، ناامنی و بی ارزشی کرده ایم، برای ما بسیار دردناک است. مغز ما طوری طراحی شده است که از درد گریزان باشد. از طرفی جامعه، خانواده ها، سیاستمداران و معلمین نیز بسیار روی قوی بودن تاکید دارند. پس ما تصمیم می گیریم دردمان را احساس نکنیم و همانطور که گفته شد بهترین راه برای بی حس کردن درد، صحبت نکردن درباره ی آن است، ما دردمان را با سکوت پنهان می کنیم. افسوس که نمی دانیم، بی حس کردن درد بی حس کردن زندگیست! ما با بی حس کردن ترس و شرم و اندوه مان، شجاعت ، غرور و شادی را نیز می کشیم و بعد از آن تا آخر عمر با مسئله ی بی پاسخ معنا زندگی و احساس پوچی سر و کله می زنیم، که گاه حتی به خودکشی می رسد.

۳- شاید تنها یک راه برای رشد وجود دارد، که احتمالا دردناکترین راه نیز هست و آن بیان آسیب پذیری هاست. اگر از تاریک ترین تجربیاتمان سخن نگوییم، هرگز به روشنایی نخواهیم رسید. البته هم سخن گفتن سخت است و هم پیدا کردن رابطه ای امن برای گفت و گو. اما راه دیگری وجود ندارد، یا از دردهایمان خواهیم گفت و یا در مسیر زندگی درجا خواهیم زد.

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *