نظریه های شخصیت، مواد اولیه و خامی هستند که روانشناسان از آنها استفاده می کنند تا چارچوبهای روان درمانی هایشان را شکل دهند، پژوهایش هایشان را سازمان دهند و دلیل رفتارها و انگیزه های انسانی را تبیین کنند. در حقیقت همانطور که رنگ ابزار اصلی کار یک نقاش یا چوب ابزار کار اصلی یک نجار است، نظریه شخصیت  هم ابزار اصلی کار یک روانشناس است. قبل از این که سراغ نظریه های مختلف شخصیت برویم، بهتر است اول شخصیت را تعریف کنیم.

شخصیت چیست؟

شخصیت عبارت است از مجموعه ای از صفات و ساز و کارهای روان شناختی در درون یک فرد که سازمان یافته و نسبتا پایدارند و تعامل ها و سازگاری های او را با محیط درون روانی، فیزیکی و اجتماعی اش  تحت تاثیر فرار می دهند.

سطوح سه گانه ی تحلیل شخصیت

شخصیت را می توان در سه سطح تحلیل کرد.این سه سطح را راکلوکهان و موری، در کتابشان، “درباره ی فرهنگ و شخصیت” در سال ۱۹۴۸ به خوبی خلاصه کرده اند. آنها در این کتاب گفته اند که هر انسانی از جهات خاص:

یک – مانند همه ی افراد دیگر است (سطح ماهیت انسان) : در کل مباحثی که از کیستی و چیستی انسان صحبت می کند در این طبقه جا می گیرد.

دو – مانند بعضی افراد دیگر است (سطح تفاوت های فردی و گروهی) : مثلا وقتی می گوییم یک فرد درونگراست یا خجالتیست. به ویژگی های از او اشاره می کنیم در آنها با بعضی از افراد دیگر مشترک است و همچین او را از افراد و گروههای دیگر (مثلا گروه افراد برونگرا) جدا می کند.

سه – بی شباهت به دیگران است (منحصر به فرد بودن وی): هر انسانی ویژگی های دارد که مختص به خود اوست و در آنها با کس دیگری مشترک نیست. این سطح از تحلیل به منحصر فرد می پردازد.

بسیاری از روانشناسان درباره ی این که ماهیت انسان  در کل شبیه چیست نظریه پردازی کردند (سطح ماهیت انسان)، مثلا زیگموند فروید به غریزه مرگ و پرخاشگری می پردازد، یونگ به ناخودآگاه جمعی و آدلر به عقده ی حقارت اشاره دارد که در همه ی انسانها مشترکند. باوجود این، به هنگام انجام تحقیق روانشناسان اکثر مواقع روی تفاوت های فردی و گروهی در شخصیت تمرکز می کنند. در نتیجه، شکافی بین نظریه های اصلی شخصیت و تحقیقات معاصر در این حوزه وجود دارد.

نظریه شخصیت چیست؟

بدون داشتن چارچوب برای درک شخصیت، خیلی زود راهمان را گم خواهیم کرد. افکار، اعمال و احساسات ما چه ارتباطی با یکدیگر دارند؟ شخصیت چگونه رشد و تحول می یابد؟ چرا بعضی افراد از مشکلات روانی رنج می برند؟ چگونه می توان به آنها کمک کرد؟ برای پاسخگویی به این سوالات، روانشناسان، مجموعه ی حیرت انگیزی از نظریه ها را خلق کرده اند.  “نظریه شخصیت عبارت است از مجموعه ی مفاهیم، حدسها، ایده ها و اصولی که برای توضیح شخصیت پیشنهاد می شود.”

(برای آشنایی با نظریات مهم و مشهور شخصیت اینجا اینجا کلیک کنید)

(جزوه خلاصه کتاب نظریه های شخصیت فیست را می توانید از اینجا تهیه کنید)

دلیل تعدد نظریه های شخصیت چیست؟

دیدگاههای مختلف پژوهشگران درباره ی شخصیت ناشی از این واقعیت نیست که یک دیدگاه درست است و بقیه غلط، بلکه ناشی از این واقعیت است که این دیدگاهها زمینه های مختلف دانش را بررسی می کنند. یک حوزه ی دانش، زمینه ی ویژه ای از علم و پژوهش تخصصی است که در آن روانشناسان بر شناخت بعضی جنبه های محدود و خاص ماهیت انسان تمرکز کرده اند، یک حوزه ی دانش، مرزهای شناخت پژوهشگران، متخصصان و علاقمندان  را ترسیم می کند. شش حوزه ی شناختی ماهیت انسان عبارتند از:

یک – حوزه ی زیستی

فرض اصلی در حوزه ی زیستی این است که انسان ها بیش از هر چیز، مجموعه ای از نظام های زیستی هستند و این نظام ها عناصر اصلی رفتار، افکار و هیجان ها را فراهم می آورند. وقتی روانشناسان شخصیت، اصطلاح رویکردهای زیستی را به کار می برند معمولا به سه حوزه پژوهش در این قلمرو کلی اشاره دارند: زنتیک، فیزیولوژی روانی و تکامل

دو – حوزه ی درون روانی

حوزه درون روانی به ساز و کارهای روانی شخصیت که بسیاری از آنها خارج از آگاهی هشیار عمل می کنند مربوط است. نظریه ی غالب در این حوزه، نظریه ی روان کاوی فروید است.

سه – حوزه ی شناختی – تجربی

حوزه ی شناختی تجربه بر شناخت و تجربه های ذهنی مانند افکار، احساسات، باورها و امیال آگاهانه درباره ی خود و دیگران متمرکز است. اما ساز و کارهای روان شناختی دخیل در تجربه ی ذهنی از لحاظ شکل و محتوا با یکدیگر تفاوت دارند.

چهار – حوزه ی اجتماعی – فرهنگی

یکی از ویژگی های خاص این کتاب تاکید بر حوزه ی اجتماعی – فرهنگی شخصیت است. فرض بر این سات که شخصیت چیزی نیست که صرفا درون ذهن، دستگاه عصبی، و ژن های افراد باشد. بلکه شخصیت از زمینه ی اجتماعی و فرهتگی تاثیر می پذیرد و بر آن تاثیر می گذارد.

پنج – حوزه ی سازگاری

حوزه ی سازگاری به این حقیقت اشاره دارد که شخصیت در چگونگی مقابله، انطباق و سازگاری ما با فراز و نشیب رویدادهای زندگی روزمره مان، نقش کلیدی ایفا می کند. برای مثال، شواهد نشان می دهند که شخصیت با پیامدهای مهم سلامت مانند بیماری قلبی مرتبط است. شخصیت با رفتارهای وابسته به سلامت مانند سیگار کشیدن، مشروب خوردن و خطرپذیری نیز رابطه دارد. بعضی تحقیقات نشان داده اند که شخصیت با طول زندگی ما ارتباط دارد.

شش- حوزه ی سرشتی

حوزه ی سرشتی اساسا مربوط است به جنبه هایی که در آنها، افراد از یکدیگر متفاوت اند. بنابراین حوزه ی سرشتی همه ی حوزه های دیگر را پوشش می دهد. دلیل آن هم این است که افراد ممکن است در هیجانات عادی، در برداشت های عادی از خود، در گرایش های فیزیولوژیکی و حتی در ساز و کارهای درون روانی شان متفاوت باشند. با وجود این، آن چه حوزه ی سرشتی را متمایز می سازد، علاقه است که در آن، به تعداد و ماهیت سرشت های بنیادین نشان داده می شود. هدف اصلی روان شناسان شخصیت که در حوزه ی سرشتی کار می کنند شناسایی و اندازه گیری مهمترین جنبه های تفاوت های افراد با یکدیگر است. آنها به خاستگاه تفاوت های فردی مهم و چگونگی شکل گیری و تداوم این تفاوت ها نیز علاقمندند.

نقش نظریه های شخصیت

نظریه ها در تمام تلاش های علمی ضروری اند و اهداف متعددی را دنبال می کنند. یک نظریه ی خوب نظریه ایست که سه هدف را در علم محقق می کند:

یک – راهنمایی برای پژوهشگران فراهم می کند، یعنی آنها را به پرسشهای مهمی در حوزه ی تحقیقاتی هدایت می کند

دو- یافته های موجود را سازمان می دهد.

سه- پیش بینی هایی درباره ی رفتار و پدیده های روانشناختی است که تاکنون، هیچ کس آنها را اثبات یا مشاهده نکرده است.

ما باید بین نظریه های علمی و باورها تمایز قائل شویم و به این علت پنج معیار برای علمی بودن یک نظریه تعریف می شود.

یک – جامع بودن: این که آیا نظریه همه ی واقعیت ها و مشاهدات مربوط به حوزه ی خود را به خوبی تبیین می کند

دو- ارزش اکتشافی: این که آیا نظریه برای اکتشافات جدید و مهم درباره ی شخصیت که قبلا ناشناخته بوده است، رهنمودی فراهم می کند.

سه – قابل آزمون بودن: این که آیا این نظریه پیش بینی های دقیقی دارد که روانشناسان شخصیت بتوانند آنها را به طور تجربی آزمایش کنند.

چهار- ایجاز: آیا نظریه حاوی پیش فرض ها و مفروضات کمی است (ایجاز) یا پیش فرض ها و مفروضات زیادی دارد (گستردگی). معمولا، نظریه هایی که برای تبیین مجموعه ی خاصی از یافته ها به پیش فرض ها و مفروضات زیادی نیاز دارند ضعیف تر از نظریه هایی تلقی می شوند که می توانند همان یافته ها را با پیش فرض ها و مفروضات کمتری توضیح دهند.

پنج – هماهنگی و یکپارچگی با حوزه ها و سطوح دیگر:  به عنوان مثال نظریه ی تکوین زمینه های سرشتی شخصیت که با دانش شناخته شده در حوزه ی فیزیولوژی و ژنتیک در تناقض است مسئله دار محسوب می شود.

نگاهی به نظریه های شخصیت کمتر دیده شده

(برای آشنایی با نظریات مهم و مشهور شخصیت اینجا اینجا کلیک کنید)

(جزوه خلاصه کتاب نظریه های شخصیت فیست را می توانید از اینجا تهیه کنید)

کارل آبراهام

کارل آبراهام یکی از نخستین شاگردان فروید، اولین روانکاو در آلمان بود. او بیشتر به خاطر توضیح افسردگی از منظر مکت روانکاوی و شرح و بسط مراحل روانی – جنسی فروید معروف است. آبراهام دلیل افسردگی را خشم معطوف به خود می دانست. او می گفت کودکی که از محبت والدین محروم بوده، تصویر والد ناکام کننده ی خود را محروم کرده و خشمی که نسبت به آنها دارد را به خود برمی گرداند و به این ترتیب افسردگی به وجود می آید.

مایکل بالینت

بالینت معتقد بود که میل شدید به اولین شی ء* محبوب (معمولا مادر) زیر بنای تثریبا همه ی پدیده های روان شناختی است. نوزادان و خردسالان دوست دارند به طور کامل و بدون قید و شرط دوست داشته شوند، و وقتی مادر به طور صحیح به آنها رسیدگی نمی کند، کودک زندگی خود را صرف جستجوی محبت از دست رفته درکودکی می کند. بالینت اصطلاح نقص بنیادی را به کار می برد تا با آن به تعداد فراوانی از بیماران اشاره کند که احساس می کنند چیزی کم و کسر دارند.

شاندور فرنتسی

شاندور فرنتسی روانکاو مجارستانی، توسط فروید روانکاوی شد و تحت تاثیر او قرار داشت، با این حال، بعد ها تکنیک های او را کنار گذاشت و روش خود را در روانکاوی پیش گرفت. او معتقد بود که نشانه های بیمارانش با بدرفتاری جسمی و سوء استفاده جنسی در کودکی مرتبط هستند و روانکاوان باید بیماران خود را به شیوه ای دوست داشته باشند که محتبی را که آنها در کودکی دریافت نکرده اند جبران کنند. فرنتسی یک نوع روان درمانی به نام روان درمانی فعال اختراع کرد که در آن بیماران تشویق می شوند تا از طریق رودرویی فعال از طرف درمانگر از واقعیت ها آگاه شوند.
او همچنین به آزمایش تحلیل متقابل پرداخت. در تخلیل متقابل، درمانگر یک جلسه را به روانکاوی بیمار اختصاص می دهد و بیمار نیز در جلسه ی بعدی به روانکاوی درمانگر می پردازد.

اریک فروم

قروم پنح نوع شخصیت تعیین کرد که در فرهنگ غرب رایج هستند و توسط همان فرهنگ تعیین می شوند. هر انسانی ممکن است بعضی خصوصیات یک یا چند نوع تیپ شخصیتی زیر را اقتباس کند:

یک – شخصیت گیرنده (پذیرا، دریافت کننده) که منقعل است

دو- شخصیت بهره کش (سوء استفاده گر) که سلطه جو و تسلط خواه است

سه – شخصیت بازاریاب (بازاری) که فرصت طلب و تغییرپذیر است

چهار- شخصیت محتکر که صرفه جویی و انبار می کند

پنج- شخصیت سازنده (مولد) که بالغ و پخته است و از محبت ورزیدن و کار کردن لذت می برد

در فرآیند روان درمانی تلاش می شود حس رفتار اخلاقی نسبت به دیگران در فرد تقویت شود و یک محبت سازنده به وجود آید که مشخصه ی اصلی آن اهتمام، دلسوزی، مسئولیت پذیری و احترام به دیگران است.

ژاک لاکان

ژاک لاکان، روانپزشک فرانسوی انستیتوی خودش را در پاریس بنیان نهان و آن را مکت فرویدی پاریس نامید. او تلاش کرد تا مفاهیم درون-روانی فروید را با مفاهیم مرتبط با زبان شناسی و معناشناسی (مطالعه ی زبان و نمادهای آن) ادغام کند.

کارل منینگر

کارل منینگر یکی از روان پزشکان در آمریکا بود که تعلیمات روان پزشکی دریافت کرد. او به همراه برادرش، ویل، مفهوم بیمارستان روان پزشکی بر اساس اصول روان کاوی را مطرح ساخت و کلینیک منینگر در تاپکا، کانزاس، را بنیان نهاد. او نویسنده ای پرکار نیز بود و در یکی از معروفترین کتابهایش به نام “ذهن انسان” مفاهیم روان کاوی را برای عموم مردم قابل فهم ساخت.
همچنین او به شدت از اعتبار غریزه ی مرگ در نظریه ی فروید دفاع می کرد و در سراسر عمر خود به سیستم قضایی و مجازات مجرمان علاقه داشت.

آدولف میر

آدولف میر در سال ۱۸۹۲ از سوئیس به آمریکا رفت و نهایتا مدیر کلینیک هنری فیپس در دانشکده ی پزشکی جان هاپکینز شد. او که به فراروانشناسی علاقه نداشت، پیشنهاد داد برای مطالعه ی اختلالات روانی از روش روانی-زیستی استفاده و بر رابطه ی بین نشانه ها و عملکرد روانی و زیستی فرد تاکید شود. او همچنین یکی از طرفداران سرسخت کنش اجتماعی برای سلامت روانی بود و مفهوم روانپزشکی عقل سلیم را ارائه داد که روی روش هایی تمرکز می کرد که در آنها وضعیت زندگی کنونی بیمار را به طور واقع بینانه بهبود داد.

(برای آشنایی با نظریات مهم و مشهور شخصیت اینجا اینجا کلیک کنید)

(جزوه خلاصه کتاب نظریه های شخصیت فیست را می توانید از اینجا تهیه کنید)

منابع:

روانشناسی شخصیت/ لارسن و باس/ مترجم: دکتر فرهاد جمهری، دکتر بهمن نجاریان، هامایاک آوادیسیانس، دکتر محسن دهقانی، دکتر فرید براتی سده، دکتر داود عرب قهستانی، محبوبه خواجه رسولی/ نشر رشد

نظریه های شخصیت/ حمزه و مهدی گنجی/ نشر ساولان

خلاصه ی روانپزشکی کاپلان و سادوک/ سادوک، سادوک و روئیز/ مترجم: حمزه و مهدی گنجی / نشر ساوالان

 

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *