نقدورزی مفهومیست که در فرهنگ لغات ما بار معنایی بسیار مثبتی دارد.

در حقیقت در کشوری که در طول تاریخش انواع دیکتاتوری ها را به خود دیده، صحبت کردن از نقد ، صحبت کردن از شجاعت و جنم است و اگر کسی جرات انتقاد کردن را به خود بدهد، هر چند این نقد بی محتوا، غیر واقع بینانه و بی منطق باشد، باز هم کسانی هستند که برای آن، به واسطه ی جسارتی که در بطن خود دارد، دست بزنند و هورا بکشند. اما آیا واقعا نقدورزی همیشه مفهومی مثبت و رشددهنده است؟

به نظر من جواب بسته به موقعیت می تواند فرق کند:

۱- نقد صاحبان قدرت، سازنده است و باید وجود داشته باشد. وقتی که یک طرف بازی فرد صاحب نفوذ است که تمامی امکانات در اختیار او قرار داده شده تا منافع تعداد زیادی از افراد را تامین کند (حال این فرد ممکن است رئیس جمهوری باشد با مسئولیت ها میلیون ها نفر انسان، یا رئیس کارگاهی که صرفا مسئول تامین معاش کارگران خویش است) اما این احتمال نیز وجود دارد که او از این امکانات در جهت انحرافی استفاده کند.

تنها ابزار طرف دیگر برای محدود کردن او، نقدورزیست.درست است که نقد باید سازنده باشد، اما تاکید بیش از حد بر جدا کردن نقد مخرب از سازنده نیز می تواند ابزار صاحبان نفوذ برای فرار از پاسخگویی باشد، به خصوص این که باز صاحب قدرت به واسطه ی امکاناتی که دارد تعیین می کند کدام نقد سازنده و کدام مخرب است!

۲- از طرف دیگر در روابط هم سطح مانند دوست، هم کلاسی و همکار، نقدورزی به معنی قدرت طلبیست. این قدرت طلبی البته می تواند هشیار یا ناهشیار باشد و صرفا به معنی زورگویی و قلدری نیست. با این حال فرد منتقد در چنین روابطی معمولا می خواهد تعریف خود را از واقعیت به دیگری تحمیل کند و بگوید فکر و اعتقاد من درست است.چنین رویکردی، اگر در روابط صمیمی دیده شود، یعنی در رابطه جنگ قدرت وجود دارد و اگر الگوهای رفتاری جاری در آن از بین نرود، رابطه سلاخی و نابود خواهد شد.

اگر یکی از دوستانتان در حال درددل با شما بود و می گفت “همسرش” یا “پارتنرش”، نقدپذیر نیست و تغییر نمی کند، به جای کمک به دوستتان برای تغییردادن پارتنزش، به او کمک کنید دست از انتقاد کردن بردارد.نقدورزی در رابطه ی صمیمی مساویست با خسران برای هر دو طرف.

۳- مورد سوم، اثر نقد بر روی شغل شماست. خیلی ها با این امید که ایده های جدید و بکرشان را پرورش دهند، به سراغ نظر و بازخورد دیگران می روند و ایده را در نطفه می کشند! انتقاد ، قاتل خلاقیت است! نقد باید ظریف، دقیق، واقع گرایانه، منطقی و عینی باشد، در حالی که خلاقیت فرآیندی کلی، خیالپردازانه، هیجانی و ذهنی است! اگر ایده ی بکری برای شروع یک شغل جدید در ذهن دارید تا مرحله ی قطعی شدنش آن را با دیگران در میان نگذارید.

آنها با نیت خیر انتقاد می کنند و انتقاد آنها ذهن خلاق شما را کدر کرده و اشتیاق شما را می کشد.با این حال اگر شغل سنتی دارید، جایگاهتان تثبیت شده است و در کارتان خیلی با فرآیندهای خلاق و نوآورانه درگیر نیستید، نقدپذیری می تواند شما را رشد دهد.

مانی_مظفری

مطالب مرتبط

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *