شامل  پنج فایل صوتی:

  • فایل صوتی اول:آشنایی با درمان سیستمی و خانواده درمانی
  • فایل صوتی دوم:فصل دوم (درمان ارتباطی یا راهبردی)
  • فایل صوتی سوم:فصل سوم (درمان ساختاری)
  • فایل صوتی چهارم:(آسیب شناسی روانی)
  • فایل صوتی پنجم:پایان مبحث خانواده درمانی

ویدئویی برای این محصول ثبت نشده

فایل صوتی برای این محصول ثبت نشده

برای هر کسی که می خواهد بداند چگونه با خانواده اش کنار بیاید و از بودن با آنها لذت ببرد:

ممکن است روان درمانگر یا مشاور نباشید، اما در محیط خانه با تنشی مواجه باشید که شما را اذیت می کند و ریشه و منشاء این تنش را نشناسید. یا این که احساس کنید در ارتباطاتتان با همسر و فرزندان، خواهر و برادر یا پدر و مادرتان نوعی الگوی تکرار شونده و ثابت وجود دارد که جور دیگری رفتار کردن را حتی در مواقع لازم و ضروری برای شما سخت می کند. احتمال دارد جزو آن دسته از آدمها باشید که فکر می کنند خانواده شان غیرصمیمی و زیادی از هم دور است، از آنهایی که هیچ کار مشترکی ندارند که با هم انجام دهند و یا اگر یکجا جمع شوند هیچ حرفی برای گفتن به یکدیگر ندارند، یا برعکس، این امکان هم وجود دارد که خانواده تان را به عنوان مجموعه ای بشناسید که بیش از حد به هم چسبیده اند، بسیار وابسته اند و مدام در کار یکدیگر دخالت می کنند. تمام اینها می توانند مشکل شما باشند، طبیعیست که شما بخواهید این مشکل را حل کنید، مسئله اینجاست که بعد از مدتی احساس خستگی و فرسودگی می کنید، چون احتمالا کاری از پیش نخواهید برد. چون این مشکل خانواده و مکانیزمهای حاکم بر آن است نه شما. اگر می خواهید بدانید خانواده چطور کار می کند و چطور این مشکلات را برای ما به وجود می آورد، این محصول به درد شما می خورد.

برای دانشجویانی که در انتخاب رویکرد درمانی مرددند یا متخصصانی که در استفاده از رویکردهای سنتی به مشکل خورده اند:

اگر روانشناس هستید. بسیار محتمل است که رویکرد درمانیتان فردنگر باشد و اگر فردی با علائم اضطراب، افسردگی، اختلالات خوردن یا اعتیاد به الکل نزد شما بیاید، سعی کنید صرفا با صحبت با آن فرد و ربط دادن مشکلات به الگوی فکر کردن، تجربه کردن، رفتار کردن یا گذشته ی آن فرد، مشکلش را حل کنید. خب این رویکرد در خیلی از مواقع کارساز است اما گاهی هم نتیجه بخش نیست، چون احتمال دارد، نشانه صرفا واکنشی به مشکلات خانوادگی، مکانیزمهای مشکل ساز در روابط و روابط ناسالم بین فردی باشد. حال این قانون ها و روابط چگونه مشکل را به وجود می آورند و چگونه می توان آنها را درمان کرد؟ تهیه ی این محصول میتواند مقدمه ای برای پاسخ دادن به این سوالات باشد.

مقدمه ای بر درمان های سیستمی و چهره های مشهور آن:

درمان های سیستمی اعتقاد دارند، که فرد را به تنهایی و به صورت عضوی ایزوله و دور از جمع نمی توان شناخت و درمان کرد. آنها باور دارند بافت ها و سیستم های اجتماعی بیشترین تاثیر را بر هیجانات، رفتارها و باورهای فرد دارند، و انسان را تنها در این بافت ها می توان شناخت. همچنین آنها می گویند به جای فرد باید سیستم درمان شود، پس خانواده درمانی زیرشاخه ای از درمان های سیستمی است.

از جمله شخصیت های مهم درمان های سیستمی می توان به موارد زیر اشاره کرد:

گرگوری بیستون و جی هی لی که مفهوم بیمار معلوم را مطرح کردند، آنها می گفتند فردی که با نشانه ی بیماری روانی به اتاق درمان آورده می شود، خبر از آشفتگی در کل سیستم می دهد و “بیمار معلوم” صرفا مسئولیت داشتن نشانه را به دوش می کشد. مفاهیم ارتباطهای متعارض، تبادل های ارتباطی متقارن و مکمل و مقررات ارتباط برقرار کردن از مفاهیمی هستند که این افراد مطرح کرده اند که خود را درمانگران راهبردی می نامیدند.

موری بوئن که یکی از بنیانگذاران خانواده درمانی بود و مفاهیم زیر را مطرح کرد:

متمایز کردن خود: عبارتست از توانایی کنترل کردن هیجانی خود و در عین حال ماندن در جو هیجانی شدید خانواده ی خویش
هم جوشی: پدیده ایست که در متمایز کردن خود از خانواده اختلال ایجاد می کند. در هم جوشی احساس و تفکر، تفکر واقع بینانه تحت تاثیر هیجان پذیری قرار می گیرد، در حالت دوم توجیه عقلانی و دلیل تراشی برای توجیه عمل کردن از روی ناپختگی هیجانی انجام می گیرد.
توده ی خود خانواده نامتمایز: خانواده ایست که در بین اعضای آن هم جوشی بسیار زیاد است، این مفهوم را با عنوان خانواده ی در هم تنیده، سالوادور مینوچین هم در نظریه ی خود وارد کرده است
مثلث بندی: هم جوشی بین دو نفر، مانند زن و شوهر، با درگیرکردن اشخاص ثالث آسیب پذیری که جانبداری می کند، تنش را کاهش می دهد. بنابراین هم جوشی موجب مثلث بندی می شود. مثلث ها روابط بسیار باثبات تری از جفت ها دارند، آنها در واقع، عناصر اصلی هر سیستم عاطفی هستند. مثلث ها می توانند تمایز از خانواده را دشوار کنند. (نمونه ی رایجی از مثلث ها مادر و فرزند صمیمی با پدر منزوی و منفعل است)
جدایی (گسلش) عاطفی: اغلب افراد به جای اینکه مثلث ها را از طریق تمایز خود حل کنند، برای کنار آمدن با دلبستگی های حل نشده ی خود به خانواده های اصلی، از جدایی عاطفی استفاده کند. جدایی عاطفی عبارتست از انکار و کناره گیری از مشکلات هنگام زندگی کردن نزدیک والدین، یا فاصله گیری جسمانی، یا ترکیب این دو. در این حالت، فرد حسرت نزدیکی عاطفی را می خورد ولی از آن گریزان است.
فرآیند فرافکنی خانوادگی: با ایجاد دلمشغولی به فرزند، والدین را به هم نزدیک می کند (کتاب از اصطلاح فرزند استفاده کرده است، اما به نظر می رسد این جمله بهتر باشد: فرآیند فرافکنی خانواده با دلمشغولی نسبت به یک عضو،اعضا را به همنزدیک می کند). فرزندی که نسبت به این فرافکنی بسیار آسیب پذیر است، فرزندی است که نزدیکترین رابطه ی عاطفی را با والدین دارد یا با آنها بسیار هم جوش است. این فرزند همان کسی است که به خاطر خانواده، دچار نشانه می شود. این فرزندان ضمنا شانس کمی برای متمایز کردن خود دارد زیرا خانواده برای حفظ تعادل در روابط والدین، به او نیاز دارد.
فرآیند انتقال چند نسلی: چون معمولا مثلث ها در بین نسل ها یافت می شوند، آسیب روانی شدید می تواند از فرآیند انتقال چند نسلی ایجاد شود. کودکی که مثلث بندی شده است از خانواده ای بیرون می آید که سطح پایین تمایز خود را دارد. این کودک بعدها احتمالا با کسی ازدواج می کند که سطح تمایز مشابهی دارد و فرزندان آنها احتمالا سطح پایین تر تمایز را خواهند داشت. در نهایت، بعد از چند نسل، کودکی با چنین سطح پایین تمایز به وجود می آید که آسیب شدیدی نظیر اسکیزوفرنی، تقریبا اجتناب پذیر است. آسیب روانی، به جای فرآیند فردی، تقریبا همیشه چندنسلی است.
سالوادور مینوچین که بنیانگذار درمان ساختاری بود و مفاهیم خانواده ی گسسته و در هم تنیده را عنوان کرد.
و ویرجینیا ستیر که بیشتر از بقیه درمانگران سیستمی روی احساسات تاکید می کرد و نظریه ی سیستمی را با روان شناسی خود و نظریه گشتالت ترکیب کرد.

مشاور:جناب آقای مانی مظفری
مجموع زمان :3 ساعت و 25 دقیقه
حجم فایلها :189MB
شامل :5 فایل صوتی با کیفیت

ارسال نظر

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *